جستجوی پیشرفته جستجو در وب
كاهش آسيبهاي اجتماعي

مقام معظم رهبري(مدظله العالي)

مسئولين دولت بايد مهارت را باجديت دنبال كنند.

 امروز درهاي كشور ما براي رشد مهارتهاي فني وحرفه اي باز است.

 اقشار آسيب پذير ودرمعرص آسيب بايد تحت حمايت و پوشش هاي همگاني ، مهارتي و همه جانبه قرارگيرند.

    آسيب يا كجروي اجتماعي به هر نوع عمل فردي يا جمعي اطلاق مي‌شود كه در چارچوب اصول اخلاقي و قواعد عمل جمعي عام رسمي يا غيررسمي جامعه محل فعاليت كنشگران قرار نمي‌گيرد و در نتيجه با منع قانوني و يا قبح اخلاقي واجتماعي روبرو مي‌گردد.Anchorبه همين دليل كجروان سعي دارند كجروي‌هاي خود را ازديد ناظران قانون، اخلاق عمومي و نظم اجتماعي پنهان نمايند. زيرا در غير اين صورت با تعقيب قانوني، تكفير اخلاقي و طرد اجتماعي مواجهه مي‌شوند. آسيب‌هاي اجتماعي پديده‌هايي متنوع، نسبي و متغير مي باشند. پرخاشگري و جنايت، خودكشي، اعتياد و قاچاق موادمخدر، روسپيگري، جرائم مالي، اقتصادي و سرقت نمونه‌هايي از آسيب‌هاي اجتماعي جامعه امروزي ايران‌اند كه كم و كيف آنها برحسب زمان و مكان (يعني حال نسبت به گذشته و درشهرها نسبت به روستاها) تغيير مي‌كنند. بنابراين آنچه امروز در يك جامعة خاص، آسيب يا كجروي تلقي مي‌شود ممكن است فردا در همين جامعه و يا همين امروز ولي در جامعه‌اي ديگر به عنوان آسيب يا كجروي شناخته نشود.آسيب‌هاي اجتماعي با وجود برخورداري از تنوع و نسبيت، پديده‌هايي واقعي و قانونمند هستند. جهل نسبت به آنها نافي آنهانيست. قانونمند بودن آسيب‌ها كنترل‌پذيري آن‌ها را ممكن مي‌سازد. بنابراين آسيب‌هاي اجتماعي قابل درمان و پيشگيري‌اند. پيش‌گيري از آسيب‌هاي اجتماعي در هر جامعه‌اي موكول به شناخت علمي ويژگي‌ها و قانونمندي‌هاي حاكم بر تحول آسيب‌ها در آن جامعه و بكارگيري يافته‌هاي علمي و آموزشي در فرايند برنامه‌ريزي‌هاي اجتماعي است. اين امر يكي ازچالش‌هاي اساسي است كه اغلب دولت‌ها به ويژه در جوامع در حال گذار همچون ايران با آن روبرو هستند. ميزان موفقيت هر كشور در پيش‌گيري از آسيب‌هاي اجتماعي معرف كارايي نظام اجتماعي غالب در آن جامعه است .خوشبختانه در ايران امروزي، اكثريت مردم نسبت به آسيب‌هاي اجتماعي عمده در كشور نظير اعتياد و قاچاق مواد مخدر، پرخاشگري،خودكشي، بي‌بند و باري در روابط جنسي، دزدي و ... آگاه هستند و از گسترش روز افزون آنها بيمناك‌ مي باشند، و اين امر وظايف دولت را درمقابلة صحيح با آسيب‌هاي اجتماعي سنگين‌تر مي‌سازد. برخي به غلط آسيب‌هاي اجتماعي را جزو پيامدهاي محتوم و غيرقابل اجتناب مدرنيته يا توسعه مي‌دانند. درست است كه هر تغييري عوارضي دارد و براي توسعه، هزينه پرداخت مي‌شود ولي اين بدان معني نيست كه هر نوع تغييري را توسعه بدانيم و براي آن هر نوع هزينه‌اي بپردازيم.  آسيب‌هاي اجتماعي كه به معني كژكاركردهاي واحدهاي جمعي يا كژكرداري‌هاي افراد است، نه تنها شاخص توسعه نيستند بلكه نشانه‌هاي بحران‌اند. بنابراين هرچه ميزان آسيب‌هاي اجتماعي درجامعه بيشتر باشد شدت بحران هم بيشتر است. روند رو به رشد آسيب‌ها از تداوم و تشديدبحران نظام اجتماعي موجود حكايت دارد. بنابراين آسيب‌هاي اجتماعي نوعي آنتروپي يا انرژي هرز رفته‌اي است كه نظام اجتماعي بحران‌زا و ناكارآمد بر مردم جامعه تحميل مي‌كند. اين آسيب‌ها هزينه‌هايي است كه مردم جامعه براي آن نوع نظام‌هايي مي‌پردازند كه توان تطابق خود را با شرايط جديد از دست داده و از ساماندهي نظم ومديريت تضادهاي دروني خود عاجزاند.

بازديدکنندگان اين صفحه: 38472 | بازديدکنندگان امروز: 20 | کل بازديدکنندگان: 257552 | بازديدکنندگان آنلاین: 1 | زمان بارگزاري صفحه: 0.2390 ثانيه